خرید بک لینک
اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «زن/ عباسی» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که داخل هال امد و روی مبل نشست. گوشی اش را روشن کرد و فیلمهای دیشب را نگاه کرد... خودش بود با لباس دکلته کوتاه قرمز رنگش درون چشمهای قهوه ایش لنز سبز رنگ گذاشته بود ابروهارا مداد... در ادامه با جزئیات کامل این موضوع همراه باشید. داخل هال امد و روی مبل نشست. گوشی اش را روشن کرد و فیلمهای دیشب را نگاه کرد... خودش بود با لباس دکلته کوتاه قرمز رنگش درون چشمهای قهوه ایش لنز سبز رنگ گذاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 2:35

موضوع «آدم های سمی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد آدم‌هاي سمي نه تنها بسياري از ما را محاصره كرده‌اند، بلكه آنقدر قدرتمند و تاثيرگذار هستند كه تنها با يك تماس تلفني يا چند ساعت معاشرت، مي‌توانند افكارمان را به هم بريزندهیچگاه... در ادامه با جزئیات کامل این موضوع همراه باشید.آدم‌هاي سمي نه تنها بسياري از ما را محاصره كرده‌اند، بلكه آنقدر قدرتمند و تاثيرگذار هستند كه تنها با يك تماس تلفني يا چند ساعت معاشرت، مي‌توانند افكارمان را به هم بريزندهیچگاه مجبور نیستیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 2:35

ما زنها می گویند : "مردها در عشق قانون ساده ای دارند بخواهندت برایت می جنگند، نخواهندت با تو میجنگند." اما من مردهایی را می شناسم که درست وقتی می خواهندت با تو و خودشان می جنگند. آنقدر می جنگند تا از تو و خودشان ویرانه به جای بگذارند و کیست که ویرانه را دوست بدارد؟!آن روز دیگر دوستت ندارند و می روند.مردها چه دوستت بدارند چه ندارند یک روز یک جا #سراغت_را_می_گیرند #یادت_می_افتند#دلشان_تنگ_می_شود...اما ما زن ها یک جور خاص عجیبیمدوست داریم....دوست داریم....دوست داریم....دوست داشتنمان آرام است جنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 14:36

می نشینم رو به روی خواهش ابروی تو بعد می بافم غزل با خوشه های موی تو تا بریزی توی چشمانم نگاهت را شبی مست خواهم شد از آن عطر خوش شب بوی با همان مستی به روی صفحه ای از خاطرممی کشم تصویری از چشم و لب هندوی تو تا بدانی ای غزال کوهی شور آفرینبا تو هستم تا همیشه با گل مینوی تو شور و حال این غزل هم با تمام ساده گییک نشانی دارد از زیبایی آهوی تو یا که عنّاب لبان مخمل این واژه هاسرخیش را دارد از سرخاب سیب روی تو می شود فرمان دهی ای نا خدای چشم منتا بمانم در پناه چادر گیسوی تو. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 8:23

بعضی دوستیهامثل قصه ی حضرت نوحهاز ترس طوفان با تو هستند ...! بعضی دوستیهامثل قصه ی حضرت ابراهیمهباید همه چیزتو قربانی کنی ...! بعضی دوستیهامثل قصه ی حضرت موسی ستیه کم که دور میشی ، یه گوساله جاتو میگیره ..!اما بعضی دوستیها همهمون جوری هستند که در معنی هستندکاش یاد بگیریم کهفرق استبین دوست داشتن و داشتن دوست ...!!! دوست داشتن امری لحظه ای ستو داشتن دوستاستمرار لحظه های دوست داشتن ... ادامه مطلب

برچسب: دوستی, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:42

آدمهاي سمي نه تنها بسياري از ما را محاصره كردهاند، بلكه آنقدر قدرتمند و تاثيرگذار هستند كه تنها با يك تماس تلفني يا چند ساعت معاشرت، ميتوانند افكارمان را به هم بريزندهیچگاه مجبور نیستید برای حذف آدم های سمی از زندگیتان احساس گناه کنید.فرقی نمی کند از بستگانتان باشد،یا عشقتان یا رئیستان،یا دوست دوران کودکی یا یک آشنای تازه.مجبور نیستید برای کسی که باعث رنج یا احساس حقارت در شما می شود جایی باز کنید.جدایی ها تلخند و آزار دهنده.اما از دست دادن کسی که قدرتان را نمیداند و به شما احترام نمی گذارد،در حقیقت منفعت است نه خسارت.هرگز سعی نکنید کسی را متوجه ارزشتان کنید.اگر فردی قدر شما را نمی داند،اادامه مطلب

برچسب: آدم,های,سمی, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:42

خیال می کردم
تو را باید
در همسایگی اردی بهشت
حوالی برگ های نارنج
در میان شکوفه های پرتقال جستجو کنم ..
تو را امروز اما
اتفاقی
در پیاده رو های پاییز دیدم
داشتی برای خودت قدم میزدی ..
اینجا چه میکنی بهار ؟!

برچسب: پاییز,کامرانی, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:42


مهمانی دلهاست اگر عشق در زمین باشد.

خوش آمدید بر مهمانی کوچکم ،

که بر قدمهایتان گل رز پیشکش خواهم کرد

بیائید تو باغچه ی دل گل همدردی بکاریم

مثل ابر آسمونها برا هم دیگه بباریم

ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ

ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻗﺪﯾﻤﯽ

ﺩﺭ ﺁﺭﺷﯿﻮ ﺭﺍﺩﯾﻮ

ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ

ﺑﮕﻮ ﮐﻪ می خواهی

ﻣﺮﺍ ﺑﺸﻨﻮﯼ..!

ﺁﺯﺍﺩ_ﻧﻮﺭﻭﺯﻯ

برچسب: علي,قاضي,نظام, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:42

شب رسیده است
وستارگان سلامی دوباره میکنند
ومن در جستجوی صدایی از تو
کهکشان را ورق میزنم!

تو صدای بی تشبیه جهان این زنی
آن جا که هیچ کس شبیه تو نبود!

آن زمان که در قلبش،
در گمنامی مطلق به سر میبردی!

صدای تو بوسیدنی است
صدای تو در آغوش گرفتنی است!
صدای تو،
برخورد موج ها بر صخره هاست!

برچسب: لیلا,هنگروانی, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:42

خدای من این خواهرا ی این دوره زمونه چقدر خوب بلدند داداشا رو تیغ بزنند؟... براش یک نیم ست خریده مهره ای عقیق ویشم .... میگم این چیه گرفتی مثل تسبیح میمونه .... داد دختره در اومده مامان خانم کلاس داشته باااااش... وپسرم میگه مامان به روووز بااااش اینها الان مده... میگم چرا اون زمون کسی به ما کادوی قبولی نمیداد؟... روزگار روزگار...ادامه مطلب

برچسب: نیم ست طلا,نیم ست,نیم ست نقره,نيم ست طلا,نیم ست طلا بدون نگین,نیم ست استیل,نیم ست طلا با قیمت,نیم ست مروارید,نیم ست جواهر,نیم ست حریم سلطان, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:59

زن شمع تزیینی که به شکل عدد 33 بود را درون کابینت گذاشت داخل هال امد و روی مبل نشست. گوشی اش را روشن کرد و فیلمهای دیشب را نگاه کرد... خودش بود با لباس دکلته کوتاه قرمز رنگش درون چشمهای قهوه ایش لنز سبز رنگ گذاشته بود ابروهارا مداد کشیده کاملا انها را کمانی زیبا کرده بود .مژهایش را با ریمل بخوبی پر پشت کرده ورژی قرمز پر رنگ به لبهایش زده بود. قد بلند بود وبا کفشهای پاشنه بلند سیاهش قد بلندتر دیده میشد هیکلش هیچ نقصی نداشت نه چاق بود ونه لاغر .... خودش میدانست خوش اندام هست واین را مدیون ورزشهای صبحگاهی بود..... زن به افراد جمع شده در فیلم خیره شد... یاد تعریفادامه مطلب

برچسب: زنان عباسی,زنان عباسیان,زن شهاب عباسی,زن امید عباسی,فریبا عباسی زن استخوان ساز,زن دکتر حسن عباسی, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:59

زن به مرد روبه رویش نگاهی کرد ولبخندی زد .. موهای مرد شانه خورده واز فرق باز شده بود تارهای سفید نشانی از پا به سن گذاشتنش بود لباس راه راه ابی سفید با یک کت و شلوار سورمه ای پوشیده بودسرش پایین روی منو خم شده بود وتوجهی به نگاه زن نداشت گارسون با لباسی سفید زرشکی کنار صندلی مرد منتظر ایستاده بود...زن دستکش توری سفید دستش کرده بود منو را برداشت نگاهی سرسری به غذاها وقیمتهای ان کرد هیچکدام از اعداد ارزان نبود... زن منو را روی میز گذاشت دستهایش راروی میز زیر چانه زد ومنتظر ماند.. مرد بالاخره سرش را بالا اورد ..منو را روی میز گذاشت ..صندلی اش را عقب کشید از جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 21:23

صدای باد در بیرون از اتاق به گوش می رسد مرد نگاهی به پنجره میکند لبه پلاستیکی که به سر تاسر پنجره کشیده تکان میخورد .. مرد یک میخ وچکش را بر میدارد وبه سمت پنجره می رود وقسمت ازاد نایلون را محکم میکند ... مرد سمت بخاری می رود شعله ان را کمتر میکند ..زن از داخل کمد رختخواب پتوی دیگری می اورد و روی دخترک خوابیده در گوشه اتاق که خود را جمع کرده است می اندازدو میگوید مرد هوا سرد است شعله را کم نکن ..مرد به زن چشم غره می رود وبا صدایی خشم الود وکمی بلند می گوید روی گنج قارون نشسته ام مگه... زن نگاهی به دفتر دستکهای باز شده جلوی مرد می اندازد... اخرین عددی که مرد وارد دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 21:23

عزیز دل! سلام... گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است. بدانی چطور دلتنگت می شوم. اما بدان که من همیشه حال تو را می دانم!! می دانم قرار نبود که بیایی و چه زیبا می شود، کسی وقتی بیاید که قرار نیست...!! دلم که برایت تنگ می شود به عکس های یادگاری مان نگاه می کنم و هر لحظه تو را نفس می کشم. راستی آن چیزی را که چند سال پیش بردی، کجاست؟ اینگونه نگاهم نکن، دلم را می گویم..! تنهایی گاهی سبب می شود که در دامنه ی زندگی اتراق کنی و بار تحملت را بر شانه های کوه بگذاری تا خستگیات کمی در برود. راستی چه حکمتی است که من بیشتر ِ غروب ها دلم برایت تنگ می شود..!! نه، فکر نکنیادامه مطلب

برچسب: دوست داشتن تو,دوست داشتن تو مثل,دوست داشتن تو شیرینه,دوست داشتن تو تمرین نمردن بود,دوست داشتن تو زیباست,دوست داشتن تو یعنی,دوست داشتن تو اشتباه بود,دوست داشتن تو حس خوبه,دوست داشتن تو چقدر شیرینه,دوست داشتن تو شیرین, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 8:44

مثل یک جوونه یِ کوچیکه اول میاد ومیشینه توی ذهنت توی فکرت وتوی یاد وخاطره هات.... بعد کم کم بدون اینکه متوجه بشی میبینی ریشه دوونده تا کجا ؟؟؟؟ تا قلبت، تا دروازه های دلت... ومیشه همپندار ذهن ودلت ... میشه ایمانت.... اونوقته که میشه باورت... باور قلبیت چیزی که بهش ایمان داری ، چیزی که فکر میکنی ریشه داره،ریشه های محکم مثل یک درخت ریشه دارعمیق... وکم کم شاخه میده... اینها را فقط خودت حس میکنی شاخه هاشو تو هر جایی میبینی در هر جای دلت وذهنت سرک کشیده توی همه کارها میبینیشون.. حتی ،حتی توی خواب.... اما یک روز دم غروب شایدم یک شب نیمه های شب مهتابی یا یک ظهر تو ظل ادامه مطلب

برچسب: تنگ شکسته ماهی, نویسنده: رها نیک‌فر تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 8:44

صفحه بندی